تبليغاتX
ویترین سبز

مثلث برمودا واقعاً یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود.

حادثه‌ای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی می‌گردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعه‌ای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه می‌گفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط می‌شد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقب‌تر بود. در حالی که هواپیما درست ۲۰ دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.

چندی پیش یك دانشمند ژئوفیزیك ساكن شهر وارونژ روسیه مدعی كشف یك علت طبیعی برای حوادث ناگوار مثلث برمودا شد.  ولادیسلاو بوكریف، در این زمینه گفت: ویژگی عجیب مثلث برمودا توسط طبیعت برنامه ریزی شده است. یكی از شعبات جریانات گرم گلف استریم، با گردش در جهت عقربه‌های ‌ساعت در منطقه دریای سارگاسوف، روی می‏دهد. این حركت به یادآورنده پرتاب كننده دیسك است كه در آغاز خود می‏چرخد و تنها در لحظه ای كه بالاترین سرعت زاویه  ای را به دست آورد، دیسك را به جلو پرتاب می‏كند. به نظر وی وجود میكرو و ماكرو گودال‌هایی ‌در این منطقه، مولد آشفتگی‌های ‌جاذبه  ای و مغناطیسی می‏باشد كه در نتیجه آن دستگاه‌ها ‌از كار افتاده و ارگانیزم انسان سنگینی ای را تحمل می‏كند كه گاهی مرگبار است.

وی می‏گوید: چون در این منطقه، گردش آب در جهت عقربه‌های ‌ساعت است، برمودا همانند گرداب، اشیا را به سمت خود می‏كشد، یعنی بردار جاذبه به سمت عمق دریا و مركز زمین است. برمودا برای وسایط نقلیه هوایی و دریایی تنها در زمان وقوع جزر در دریا خطرناك است. در این فاز، ابتدا گودال‌های ‌آبی و پس از آن گودال‌های ‌هوایی پدیدار می‏شوند. این وضعیت همانند فنجانی است كه به طور ناگهانی انتهای آن را باز كنند. آب به سمت شكاف حركت می‏كند و حركتی گردشی به خود می‏گیرد و در امتداد خود، جریان هوا را می‏راند. این دانشمند ژئوفیزیك روسیه می‏افزاید: با دانستن فاز جریان مد و ویژگی تشكیل جریانات، می‏توان روشی را ایجاد كرد كه وقوع حادثه را در این مثلث ناآرام، همچنین در سایر نقاط خطرناك جهان هشدار دهد.

+ نوشته شده توسط وحيد نامور محبوب در و ساعت |

·  نام : معصومه دده بالا

·  نام هنری : هایده

·  تاریخ تولد : 1321

·  محل تولد : تهران

·  تاریخ وفات : 1368

·  محل وفات : آمریکا

هایِده واژه‌ای عربی است به معنای زن توبه کرده که با نگاه به نامهای آلمانی چون هایدی، هایدا و هایده در زبان فارسی رواج یافته است.هایده در سال 1321 هجری شمسی درتهران ( و بنا بر قولی در یکی از روستاهای کرمانشاه) بدنیا آمد. وی کارش را در رادیو با برنامه گلهای رنگارنگ آغاز کرد و از همان اوایل نام خود را در شناسنامه موسیقی ایران به ثبت رسانید. هايده در سن بيست و شش سالگی، در ۱۳۴۷، فعاليت حرفه ای خود را با خواندن ترانه "آزاده" اثر استادش علی تجويدی که بر روی آخرين سروده رهی معيری ساخته شده بود آغاز کرد. اجرای اين اثر با ارکستر بزرگ گلها در راديو تهران موجب شهرت هايده شد. وی پس از اجرای چندين اثر ديگر از تجويدی، از نخستين سال های دهه ۱۳۵۰ به خواندن ترانه های پاپ علاقه مند شد که بيشتر از ساخته های جهانبخش پازوکی، محمد حيدری و انوشيروان روحانی بودند.

ترانه هايی چون "نوروز آمد"، "سوغاتی" و "گل سنگ" از معروف ترين ترانه های هايده در آن دوران است. وی چندی پيش از پيروزی انقلاب راهی لندن شد و از ۱۳۶۱ در لس آنجلس به فعاليت ادامه داد. اجرای ترانه های نوستالژيکی که گويای حال ايرانيان از ايران گريخته و حتی ايرانيان مقيم داخل بود هايده را بيش از پيش محبوب ساخت.

موسيقی اين ترانه ها اغلب از فريد زلاند، صادق نوجوکی، آندرانيک، محمد حيدری، انوشيروان روحانی و ترانه ها سروده ليلا کسری (هديه)، اردلان سرفراز، بيژن سمندر و ... بود؛ همچنين بايد از منوچهر چشم آذر نام برد که تنظيم های هنرمندانه او موجب جاودانگی ترانه هايی چون "شانه هايت را برای گريه..."، "ساقی" و "يارب" شد.

از کنسرت های موفق هايده در خارج از ايران می توان به کنسرت ۱۹۸۲ با گروه سازهای ايرانی (به سرپرستی منوچهر صادقی) در دانشگاه يو.سی.ال.ای در کاليفرنيا، کنسرت های ۱۹۸۴ و ۱۹۸۶ در آلبرت هال (به رهبری فرنوش بهزاد) در لندن و کنسرت ۱۹۸۶ در موزيک هاله (هامبورگ) اشاره کرد.

پروفسور اريک نخجوانی درباره صدای هايده در دانشنامه ايرانيکا (Encyclopedia Iranica) می نويسد: "تلفيق قدرت حنجره و مهارت در تکنيک های آوازی، به صدای کنترآلتوی او جنس و طنينی نادر برای اجرای آواز داده بود. از آن گذشته، حس قوی او در زمان بندی موسيقايی، داشتن ريتم روان در اجرا و بيان شاعرانه و موثر موسيقايی، به او اين امکان را داد تا هر ترانه ای را که می خواند به شکلی تاثيرگذار اجرا کند..."

بيشتر ترانه های هايده به همت منوچهر بی بيان بنيانگذار و تهيه کننده برنامه های تلويزيون جام جم در لس آنجلس به صورت نماهنگ (موزيک-ويدئو) در آمد که بخشی از آنها در سال ۲۰۰۳ به صورت غيرقانونی توسط يکی از کمپانی های ايرانی در لس آنجلس به صورت دی.وی.دی و طبعاً با کيفيتی نه چندان مطلوب انتشار يافت.

هايده در آخرين شب زندگی اش در باشگاه کازابلانکا در حومه سان فرانسيسکو همراه با پرويز رحمان پناه (تار)، عبدی يمينی (کيبورد)، سيامک پويان (تمبک) و ... برنامه ای بياد ماندنی اجرا کرد. اين برنامه سه ساعت و نيمه توسط خسرو مترجمی (بنيانگذار شبکه آموزشی آی.تی.سی در کاليفرنيا) فيلمبرداری شده ولی با گذشت شانزده سال، به دلايل نامعلوم هنوز انتشار نيافته است.هايده در آخرين ماه های عمر خود مشغول ضبط يک آلبوم از ترانه های شاد از آثار جهانبخش پازوکی و حسين واثقی بود و در حالی که قراردادی نيز با سعيد ديهيمی (نوازنده پيانو) که سابقاً ترانه بياد ماندنی "نامه" را برايش ساخته بود داشت راهی سانفرانسيسکو شد؛ سفری که ديگر بازگشتی نداشت...

هايده در روز بيستم ژانويه ۱۹۹۰ برابر با سی دی ماه ۱۳۶۸ ساعاتی پس از اجرای کنسرت در سالن کازابلانکا، بر اثر سکته قلبی درگذشت. او در گورستان وست وود با حضور هزاران نفر از ايرانيان مقيم آمريکا به خاک سپرده شد. شانزده سال از درگذشت زودهنگام هايده گذشته ولی در روزگاری که عمر ترانه ها به چندماه و چند هفته رسيده، ترانه های او در ميان ايرانيان همچنان دوستداران بيشماری دارد.

 هایده و مهستی به نقل از کتاب خاطرات تاج الملوک (همسر رضا شاه)

 درمیان دختران و زنانی که در دربار و کاخ‌های مختلف کار می‌کردند و رسما کارمند تشریفات دربار یا اداره کل کاخ‌ها بودند دو خواهر شیرازی تبار هم بودند که بعدها به اسامی مستعار‌ هایده و مهستی شهرت زیادی در دنیای موسیقی ایران پیدا کردند. این دو خواهر از دوران نوجوانی در کاخ سعد آباد بزرگ شده و جزو خدمتکاران خاص ملکه تاج الملوک بودند. هر دو از اقوام احترام شیرازی بودند که زن بسیار مهربان و زود جوشی بود. او پس از "زهرا مشهدی" ندیمه مخصوص و مورد علاقه ملکه مادر و دومین زن مقتدر در دستگاه تاج الملوک به شمار می‌رفت. ملکه مادر بسیار تند خو و قوی بنیه و با روحیه مردانه بود. اگر بگویم ملکه مادر مالک الرقاب کاخ سعد آباد بود و حتی پسرش محمد رضا هم از او حساب می‌برد به هیچ رو غلو نکرده ام. واقعیت این بود که خود من همیشه سعی می‌کردم با او روبه رو نشوم زیرا پیش بینی برخورد او ناممکن بود. زهرا مشهدی از زمانی که رضاشاه یک قزاق ساده بود ندیمه تاج الملوک بود و هم سن و سال او بود. رابطه آنها از دو خواهر بسیار صمیمانه تر بود. این دو دختر نوجوان یعنی سکینه و خدیجه شیرازی را احترام الملوک در سال 1340 به تهران آورد و درکاخ برای امور پذیرانی و نظافت و اتاق داری کاخ ملکه مادر تربیت کرد. شبها در کاخ ملکه مادر بساط شب نشینی و ساز و ضرب برقرار بود. من گاهی اوقات به حال و روز ملکه مادر و سر زندگی و نشاط او غبطه می‌خوردم. غم و غصه برای این زن‌بی‌معنا بود و به پیری هم اعتقادی نداشت. هر شب یک عده نوازنده از رادیو ایران به کاخ او می‌آمدند. دراین اواخر عاشق حرکات ظریف و زنانه فریدون فرخزاد (هنرمند همجنسگرا) و رقص و آواز او شده بود. در همین برنامه‌های شبانه این دو دختر هم که صدای گرم و دلنشینی داشتند گاهی اوقات به تشویق احترام الملوک اشعاری را می‌خواندند و می‌رقصیدند. یکی از نوازندگان و آهنگسازان بنام آن روز رادیو (احتمالا استاد علي تجويدي) که صدای این دو خواهر را شنید از ملکه مادر تقاضا کرد اجازه دهد آنها را برای تست صدا ببرد. ملکه قبول کرد و دخترانی که برای اتاق داری و خدمت در کاخ تربیت شده بودند خیلی زود به معروف ترین خوانندگان زن درایران مبدل گردیدند و اسم‌هایده و مهستی را برای خود برگزیدند. خیلی به ملکه مادر علاقه داشتند و پس از آن که خوانندگانی معروف شدند مرتب به قصر می‌آمدند و ملکه را می‌بوسیدند.

+ نوشته شده توسط وحيد نامور محبوب در و ساعت |

محمود فرشچیان به سال 1308 شمسی در اصفهان دیده به جهان گشود . پدرش ، حاج غلامرضا فرشچیان ، از تجار فرش بود و در کار هنر قالی بافی دست داشت .

این زمینه مساعد برای پرورش ذوق و شوق او در راه آشنایی با هنر موثر افتاد . از سالهای پیش از مدرسه از روی نقشه های قالی طرح میزد ، تا به تدریج دستش در کار نقش پردازی روان گردید . فرشچیان در طی تحصیلات مقدماتی در محضر استاد میرزاآقا امامی اصفهانی هنرمند چیره دست و پرآوازه دیار اصفهان ، به آموختن نقاشی دلبستگی تمام پیدا کرد و دل در گرو نقشهای زیبا بست . او از کار هنر احساس رضایت و شادمانی داشت . از کلاس هفتم دبیرستان فرشچیان قدم به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان گذاشت و چهار سال در آن جایگاه عاشقی ، زیر نظر استاد عیسی بهادری ، استاد نابغه و توانمند نقاشی قالی ، مینیاتور ، نقاشی رنگ و روغن ، به فراگیری اصول و مبانی طراحی نقوش سنتی (نقشه قالی ، تذهیب ، مینیاتور) پرداخت .

بدون شک نقش استاد عیسی بهادری در پرورش و خلاقیتهای محمود فرشچیان نقشی فوق العاده ارزشمند بود .استاد در بیان احساس و تجسم شعرگونه عواطف ، به شیوه ای کاملا جدید موفق به هماهنگی و همگامی میان مضمون و محتوا و شکل و فرم نقاشی هایش گردید و این مشخصه اصلی کار او در نقاشی شد . فرشچیان در جوانی بسیار پرتلاش و خستگی ناپذیر به کار و طراحی نقوش مختلف میپرداخت . او در مطالعه آثار تاریخی شهر اصفهان (چهل ستون ، عالی قاپو ، مسجد شیخ لطف الله و ... طرحهای اسلیمی و ختایی کاشیکاری های بی نظیر آن آثار سر از پا نمیشناخت و چون محققی موشکافانه این نقش ها را مطالعه میکرد . فرشچیان حتی در دوره سربازی نیز دست از قلم و رنگ برنداشات و آثاری دیدنی آفرید که مورد تشویق مقامات قرار گرفت.

سال 1329 بعد از 6 سال فعالیت و کسب هنر در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان ، فرشجیان به کسب دیپلم عالی نائل آمد . آثار سالهای شاگردی استاد هنوز در مرکز هنرستان ، موجود است . بدون تردید استاد محمود فرشچیان یکی از پدیده های هنر نگارگری (مینیاتور) در عصر حاضر است و او در طراحی و شناخت و بکارگیری رنگها فوق العاده قدرتمند و قوی است . این قدرت قلم و صلابت و استواری خطوط قلم گیری است که از او هنرمندی پرآوازه و مشهور ساخته است . از نظر محتوا و مضمون ، آثار استاد عمدتا با الهام از ادبیات عرفانی و باورهای مذهبی ساخته و پرداخته شده اند . سخن آخر اینکه امروز استاد فرشچیان از پس نزدیک به پنجاه سال کسب هنر و مهارت در کار نقاشی و خلق نقشهای دلنشین و جشم نواز ، هنرمندی است که به جرآت میتوان او را صاحب سبک جدید در نقاشی ایرانی (مینیاتور) دانست

+ نوشته شده توسط وحيد نامور محبوب در و ساعت |

سلام. مطلب جالب در مورد آنتن های موبایل داشتم که حیفم اومد براتون نذارم امیدوارم که خوشتون بیاد.

در شبکه موبایل اولین بخشی که مستقیما با گوشی موبایل در ارتباط است به لفظ عوام آنتن موبایل و به تعبیر تخصصی BTS که مخفف Base Tranceiver Station است، می باشد .حتما شما آن را بر فراز مراکز مخابراتی و یا پشت بامها دیده اید!!  البته شما ممکن است در بعضی نقاط ترکیب این پنل ها را متفاوت با تصویر ببینید .این تفاوت در تعداد هر کدام از این پنل ها در یک جهت می باشد گاهی اوقات در هر جهت یک پنل دیده می شود در ایران شما ممکن است در هر جهت دو یا سه پنل ببینید این تفاوت صرفا به خاطر نوع سیستم (دستگاه) استفاده شده است و هیچ ربطی به ظرفیت آنتن ندارد

این پنلها توسط کابلهای ضخیم سیاه رنگی که به آن فیدر -FEEDER - می گویند به دستگاه BTS متصل است .فیدرها نوعی کابل درون تهی هستند و در آن یک لوله مسی قرار گرفته و موج بر می باشد .همانطور که می دانید در فرکانسهای بالا الکترونها از پوسته عبور می کنند برای همین برای انتقال از موج بر استفاده می شود نه سیم.در نهایت توسط خطوط انتقال این دستگاه به دستگاه دیگری به نام BSC که وظیفه مدیریت بین چند BTS را دارد متصل می شود.

هدف از راه اندازی ایستگاههای بی تی اس دو مورد است:

1-تامین پوشش رادیوپی(بیشتر در جاده ها و یا نقاطی که سیگنال ضعیف است)

2-تامین نیاز های ترافیکی

برد هرآنتن در مناطق صاف و کاملا هموار حداکثر حدود 30 تا 35 کیلومتر می باشد ولی برد مفید 20 کیلومتر است.

دلیل کاهش ارتفاع آنتن:
 
1- بدلیل نزدیک بودن آنتنها و رشد تعداد BTS ها برای جلوگیری از Handover های بی مورد( جابجا شدن بین آنتن ها) تمرکز تشعشع را بیشتر می کنند با این روش هر آنتن بجای آنکه در سطح شهر تا 10 کیلومتر برد داشته باشد 1 کیلومتر یا کمی بیشتر برد خواهد داشت. به طور مثال در حال حرکت در جاده شما مدام در حال عوض کردن ایستگاه بی تی اس ارتباط گیرنده خود هستید که این تغییرات بروی ریجسیتر مربوطه ثبت می شود.
زمانی که سیگنال رسیده از ایستگاه مقابل از سیگنال دریافتی ار سیگنال پشت سر قوی تر باشه قسمت گیرنده موبایل شما بروی فرکانس سیگنال قوی تر یا قوی ترین(در حالتی که از چند ایستگاه سیگنال دریافت می شه مثل داخل شهر ها) سوئیچ خواهد کرد به این عمل handover می گویند و در چند نانو ثانیه رخ می دهد و برای انسان قابل تشخیص نیست.

 2- تعداد مشترکین زیاد در محدوده BTS مذکور: اگر قرار باشد BTS مذکور برد زیادی در سطح شهر داشته باشد از شمال تا جنوب شهر باید مشترک بپذیرد واین ممکن نیست .عملا ظرفیت هر BTS با توجه به مشترکین آن منطقه تعیین می شود در نتیجه باید از تشعشع بیخودی آنتن در دیگر مناطق جلوگیری کرد ( با کاهش ارتفاع و افزایش تیلت آنتها به سمت زمین)

هر سلول 3 سکتور دارد که در هر سکتور حداکثر چهار TRX فعال می شود به ازای هر TRX هشت مشترک می توانند همزمان صحبت کنند پس هر ایستگاه حداکثر 96 مشترک را برای مکالمه پشتیبانی می کند.
TRX
مخفف transciever یعنی مجموع فرستنده و گیرنده میباشد. (transmitter & receiver) و به واحدی اطلاق میشود که وظیفه ارسال و دریافت اطلاعات را به عهده دارد.

هر BTS شامل 2 یا 4   TRX  (بسته به آرایش و ظرفیت مورد نیاز) است و هر یک شامل 8 کانال می باشد که می تواند هر 8 کانال جهت برقراری مکالمه اختصاص داده شود. البته بعضی TRX ها شامل کانالهایی برای ارسال اطلاعات عمومی به مشترکین و یا حمل اطلاعات سیگنالینگی می باشد.

+ نوشته شده توسط وحيد نامور محبوب در و ساعت |
سلام. خیلی خوبه که آدم کسانی رو داشته باشه که بهشون افتخار کنه. کسانی که بواسطه بودنشون خیلی چیزها رو توی این دنیا به بقیه فهموندن. استاد فروزانفر یکی از همین بزرگانه که بهش افتخار می کنیم. وقتی مطلب زیر رو خوندم تازه فهمیدم که علت شهرت ایشون چی بوده...
 
استاد بدیع‌الزمان فروزانفر  ۲۸ ربیع الثانی ۱۳۲۲ ه.ق. (۲۰ تيرماه ۱۲۸۳)در  بشرویه از توابع فردوس ديده به جهان گشود.

وي از جمله اساتيد نامدار ادبيات وتاريخ ادبيات فارسي به شمار مي‌رفت ودانش گسترده اش در علوم مختلف سبب شد تا از وي به عنوان يكي از تاثيرگذارترين چهره هاي تاريخ معاصر ايران در حوزه ادبيات كهن ياد شود.

وی از چهره‌های بزرگ پژوهش ادبیات فارسی و استاد گروهی از بزرگان ادبیات معاصر بوده‌است از جمله: دکتر عبدالحسین زرین کوب، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، دکتر ذبیح الله صفا، دکتر سید محمد دبیرسیاقی، دکتر محمد جعفر محجوب، دکتر سیمین دانشور، دکتر جلیل تجلیل، دکتر محمدامین ریاحی، دکتر محمد علی اسلامی ندوشن، دکتر حسینعلی هروی و دکتر سید جعفر شهیدی.

بديع الزمان  شاگرد دهخدا بود و  علامه دهخدا درسال ۱۳۱۴ مدرک دکترای وی را امضا و او را به سمت استادی دانشگاه تهران منصوب کرد. او را به حق بايد بنیانگذار نهضت تحقیق در متون کلاسیک ادبیات فارسی و تصحیح آنها به شمار آورد. تصحیح کلیات شمس تبریزی از کارهای برجسته فروزانفر به‌شمار می‌آید.

فروزانفر به مدت‌ ۳۰ سال‌ در دانشگاه تهران و در رشته‌های مختلف‌ ‌از جمله ادبیات‌ فارسی‌، تاریخ‌، تصوف‌ اسلامى‌، عرفان‌ و ادبیات‌ عرب‌ تدریس‌ کرد. وی همچنین دو دوره‌ به‌ نمایندگی مجلس شورای ملی‌ و مجلس سنا انتخاب‌ شد. عمدهٔ‌ مطالعات‌ استاد فروزانفر دربارهٔ مولانا جلال‌الدین بلخی و عطار نیشابوری بود. وي ۱۶ ارديبهشت  ۱۳۴۹ در حالي دارفاني را وداع گفت كه شرحش بر مثنوني معنوي را را تا اواخر دفتر اول نوشته بود. پس از وي دكتر جعفر شهيدي اين شرح را ادامه داد، اگرچه برخي از اهل ادب معتقدند، شرح دكتر شهيدي به كمال و دقت شرح استاد فروزانفر نيست.

از آثار به جا مانده از استاد فروزانفر  مي‌توان به كتاب‌هاي زير اشاره كرد:

  • «دیوان شمس تبریزى مولانا جلال‌الدين» در دو جلد
  • «شرح مثنوی شریف» در سه جلد
  • مأخذ قصص و تمثیلات مثنوی
  • احادیث مثنوی
  • فیه ما فیه از گفتار مولوی
  • احوال و تحلیل آثار فریدالدین عطار نیشابوری
  • «سخن‌ و سخنوران»‌ در دو جلد
  • منتخبات‌ ادبیات‌ فارسی
  • رساله‌ در احوال‌ مولانا جلال‌الدین‌ رومی
  • تاریخ ادبیات ایران
  • فرهنگ عربی به فارسی (با مشارکت چهار نفر از استادان)
  • قدیمى‌ترین اطلاع از زندگانی خیام
  • مناقب اوحدالدین حامد کرمانی.
  • مجموعهٔ اشعار (با مقدمهٔ دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی)
+ نوشته شده توسط وحيد نامور محبوب در و ساعت |

سلام یکی از زیباترین جاهایی که طی ۴ سال گذشته از جاذبه های ایران دیدم این تصویریه که در زیر می بینید . می تونید حدس بزنید کجاست؟یا لاقل بگید توی کدوم شهره؟منتظر نظرهاتون هستم تا توضیحات بیشتری دربارش بدم و عکسای بیشتری ازش بذارم. مممنون

   

 

+ نوشته شده توسط وحيد نامور محبوب در و ساعت |
     
+ نوشته شده توسط وحيد نامور محبوب در و ساعت |

 

آغاز     دكتر علی شریعتی در سال 1312 در روستای مزینان از حوالی شهرستان سبزوار متولد شد. اجداد او همه از عالمان دين بوده اند…. پدر پدر بزرگ علي، ملاقربانعلي، معروف به آخوند حكيم، مردي فيلسوف و فقيه بود كه در مدارس قديم بخارا و مشهد و سبزوار تحصيل كرده و از شاگردان برگزيده حكيم اسرار (حاج ملاهادي سبزواري) محسوب مي شد. پدرش استاد محمد تقي شريعتي (موسس كانون حقايق اسلامي كه هدف آن «تجديد حيات اسلام و مسلمين» بود) و مادرش زهرا اميني زني روستايي متواضع و حساس بود. علی حساسیتهای لطيف انسانی و اقتدار روحی و صلاحيت عقيده اش را از مادرش به وديعه گرفته بود. علي به سال 1319 در سن هفت سالگي در دبستان ابن يمين، ثبت نام مي كند، اما به دليل بحراني شدن اوضاع كشور ـ تبعيد رضا شاه و اشغال كشور توسط متفقين ـ خانواده اش را به ده مي فرستد و پس از برقراري آرامش نسبي در مشهد علي و خانواده اش به مشهد باز مي گردند. پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در 16 سالگي سيكل اول دبيرستان (كلاس نهم نظام قديم) را به پايان رساند و وارد دانشسراي مقدماتي شد. در سال 31، اولين بازداشت علي كه در واقع نخستين رويارويي مستقيم وي با حكومت و طرفداري همه جانبه او از حكومت ملي بود، واقع شد. در همين زمان يعني 1331 وي كه در سال آخر دانشسرا بود به پيشنهاد پدرش شروع به ترجمه كتاب ابوذر (نوشته عبدالحميد جوده السحار) مي كند. در اواسط سال 1331 تحصيلات علي در دانشسرا تمام شد و پس از مدتي شروع به تدريس در مدرسه كاتب پور احمدآباد كرد. و همزمان به فعاليتهاي سياسيش ادامه داد. كتاب «مكتب واسطه» نيز در همين دوره نوشته شده است. در سال 1334 پس از تاسيس دانشكده علوم و ادبيات انساني مشهد وارد آن دانشكده شد. در دانشكده مسئول انجمن ادبي دانشجويان بود در همين سالهاست كه آثاري از اخوان ثالث مانند كتاب ارغنون (1330) و كتاب زمستان (1335) و آخر شاهنامه ( 1328 ) به چاپ رسيد و او را سخت تحت تاثير قرار داد. در اين زمان فعاليتهاي سياسي ـ اجتماعي شريعتي در نهضت (جمعيتي كه پس از كودتاي 28 مرداد توسط جمعي از مليون خراسان ايجاد شده كه علي شريعتي يكي از اعضا آن جمعيت بود). آشنايي او با خانم پوران شريعت رضوي در دانشكده ادبيات منجر به ازدواج آن دو در سال 1337 مي گردد. و پس از چند ماه زندگي مشترك به علت موافقت با بورسيه تحصيلي او در اوايل خرداد ماه 1338 براي ادامه تحصيل راهي فرانسه مي شود. در طول دوران تحصيل در اروپا علاوه بر نهضت آزاديبخش الجزاير با ديگر نهضتهای ملی افريقا و آسيا، آشنايي پيدا كرد و به دنبال افشای شهادت پاتريس لومومبا در 1961 تظاهرات وسيعي از سوی سياهپوستان در مقابل سفارت بلژيك در پاريس سازمان يافته بود كه منجر به حمله پليس و دستگيري عده زيادي از جمله دكتر علي شريعتي شد.  دولت فرانسه كه با بررسي وضع سياسي او، تصميم به اخراج وی گرفت اما با حمايت قاضی سوسياليست دادگاه، مجبور مي شود اجرای حكم را معوق گذارد. وی در سال 1963 با درجه دكتری يونيورسيته فارغ التحصيل شد و پس از مدتی او به همراه خانواده و سه فرزندش به ايران بازگشت و در مرز بازرگان توسط مأموران ساواك دستگير شد.

پس از بازگشت از اروپا      پس از پنج سال تحصيل و آموختن و فعاليت سياسي، در اروپا، بازگشت به فضای راكد و بسته جامعه ايران و آن هم تدريس در دبيرستان بسيار رنج آور بود، سال بعد  پس از قبولي در امتحان به عنوان كارشناس كتب درسي به تهران منتقل می شود و با آقايان برقعی و باهنر و دكتر بهشتی كه از مسئولين بررسی كتب دينی بودند، همكاری می كند. ترجمه کتاب «سلمان پاك» اثر پروفسور لوئي ماسينيون حاصل تلاش او در اين دوره است. از سال 1345 او به استاديار رشته تاريخ در دانشكده مشهد استخدام مي شود. موضوعات اساسی تدرس او را می توان به چند بخش تقسيم كرد: تاريخ ايران، تاريخ و تمدن اسلامي و تاريخ تمدنهاي غير اسلامي. از همان آغاز روش تدريس، برخوردش با مقررات متداول در دانشكده و رفتارش با دانشجويان، او را از ديگر استادان متمايز مي كرد. چاپ كتاب اسلام شناسي و موفقيت درسهاي دكتر علي شريعتي در دانشكده مشهد و ايراد سخنرانيهاي او در حسينيه ارشاد در تهران موجب شد كه دانشكده هاي ديگر ايران از او تقاضاي سخنراني كنند اين سخنرانيها از نيمه دوم سال 1347 آغاز شد. مجموعه اين فعاليتها مسئولين دانشگاه را بر آن داشت كه ارتباط او با دانشجويان را قطع كنند و به كلاسهاي وي كه در واقع به جلسات سياسي ـ فرهنگي بيشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. در پي اين كشمكشها و دستور شفاهي ساواك به دانشگاه مشهد كلاسهاي درس او، از مهرماه 1350، رسماً تعطيل شد. از اواخر آبان ماه 51 بخاطر سخنراني هاي ضد رژيم، زندگي مخفي وي آغاز شد و پس از چند ماه زندگي مخفي درمهرماه سال 1352 خود را به ساواك معرفي كرد كه تا 18 ماه او را در سلول انفرادي زنداني كردند؛ كه نهايتاً در اواخر اسفند ماه سال 53 او از زندان آزاد مي شود و بدين ترتيب مهمترين فصل زندگي اجتماعي و سياسي وي خاتمه مي يابد. در اين دوران كه مجبور به خانه نشيني بود؛ فرصت يافت تا به فرزندانش توجه بيشتري كند. در سال 55، با فرستادن پسرش (احسان) به خارج از كشور فرصت يافت تا مقدمات برنامه هجرت خود را فراهم كند. دكتر شريعتي نهايتا در روز 26 ارديبهشت سال 1356 از ايران، به مقصد بلژيك هجرت كرد و پس از اقامتي سه روزه در بروكسل عازم انگلستان شد و در منزل يكي از بستگان نزديك همسر خود اقامت گزيد و پس از گذشت يك ماه در 29 خرداد همان سال به نحو مشكوك درگذشت و با مشورت استاد محمد تقي شريعتي و كمك دوستان و ياران او از جمله شهيد دكتر چمران و امام موسي صدر در جوار حرم مطهر حضرت زينب (س) در سوريه به خاك سپرده شد.

مجموعه آثار      زن- چه بايد كرد- برای خود، برای ما،‌ برای ديگران - انسان- جهانبینی ایدئولوژی- مذهب عليه مذهب- بازشناسی هویت ایرانی اسلامی- علی (ع)- انسان بی خود- اسلام شناسی مشهد - میعاد با ابراهيم- روش شناخت اسلام- گفتگوهای تنهایی- هنر- ويژگيهای قرون جدید- فرهنگ لغات- آثار گوناگون - نامه ها- با مخاطبهای آشنا- يك جلوش تا بی نهايت صفر- پدر، مادر، ما متهمیم!- بازگشت- ابوذر - خودسازی انقلابی- شيعه- حج- ما و اقبال- جهت گیری طبقاتی اسلام - تشيع علوی، تشيع صفوی - نيايش- هبوط در كوير- تاريخ تمدن جلد دوم- تاريخ تمدن جلد اول- اسلام شناسی دوره سه جلدی ۳۵-تاريخ اديان جلد دوم- تاريخ اديان جلد اول- حسین وارث آدم

 حالا چند جمله عاشقانه از دكتر

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند.

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است.

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم.

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری.

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد.   

+ نوشته شده توسط وحيد نامور محبوب در و ساعت |